آسمانم

احساس‌های من در لحظه‌ی آخر ...

یه روز اومدم و با خودم فکر کردم که اگه الان آخرین لحظه‌ی زندگی من بود ( منظورم این که آخرین روز زندگیم ) چه احساسی نسبت به زندگی و آرزوهام و همینطور کارهای گذشته خودم داشتم . خودم رو جای اون آدم گذاشتم . حس های زیبای کودکیم ، حس های دوران نوجوانی و جوانی و حتی این روزهای من هم برام دوباره زنده شدن ،‌ شکفته شدن . انگاری که دوباره دارم لمسشون می کنم .

تاکید دارم روی احساس های دوران کودکیم . روزهایی رو به یاد آوردم که همراه خانوادم توی جنگل های زیبا تفریح می کردم و  از زندگی لذت می بردم ، روزهایی که کنار خانوادم بی هیچ دغدغه ای زندگی می کردم ،‌ از زنده بودن لذت می بردم و اون احساس زیبای کودکی دوباره در من ، اون لحظه شکفته شد . ( این پایینیه من نیستما :)) کلا برای این که چه مناظری رو میگم براتون قابل تصور بشه اینو گذاشتم  خخخ )

نویسنده: محمدرضا ...
۳۰ دی ۹۴
از کدوم عکس خوشتون میاد ؟

توی این فکر بودم که یه پست نظرسنجی بذارم  ، خیلی خوبه که کارای جدید و آزادی در سطح بلاگ هامون انجام بدیم ، مثل معرفی هفتگی بلاگ های جدید و مفید با موضوعات مختلف ، معرفی دوستای جدید بلاگیمون ، معرفی کتاب ، فیلم یا نظرسنجی ها مختلف در مورد چیزهایی که خوشمون میاد و محیط بلاگیمون رو بیشتر با هم شریک بشیم و بیشتر در ارتباط باشیم . خب من کمی به عکاسی و سفر و دیدن مناظر مختلف از زوایای مختلف علاقه دارم ، به رنگبندی ها وطراحی های ساختمان های هنری و ... توی این پست می خوام دو سوال رو در مورد عکس هایی که توی ادامه مطلب میذارم مورد رای‌گیری قرار بدم ، از هر کدوم که خوشتون اومد نظرتون رو کامنت کنین :

 

سوال 1 :‌ کدوم عکس رو از نظر رنگبندی می پسندین ؟

 

سوال 2 : کدوم عکس از نظر زاویه دید و منظره انتخابی و هنری عکاس می پسندین ؟

نویسنده: محمدرضا ...
۲۸ دی ۹۴
آشنایی با تیلور سویفت ...

به احتمال خیلی زیاد اسم تیلور سویفت یک بار حتی شده ‌،‌ به گوشتون خورده (‌ مخصوصا اگه طرفدار موزیک های انگلیسی باشین ) ، باشه قبول دارم بعضی ها اسمش رو نشنیدن ولی الان بشنوین . تیلور سویفت یکی از خوانندگان محبوب من هست که اگه نمی دونین دختر هست ( خخخخ ) . شاید بشه گفت بعد از جاستین تیمبرلیک ، تیلور سویفت خواننده محبوب من هست .

اگه دوس داشتین بیوگرافی و بقیه قضایای تیلور سویفت رو بدونید می تونید به ویکیپدیا فارسی رجوع کنین . اما اینجا می خوام در مورد یکی از قسمت های محبوبم از" تور جهانی 1989 " تیلور سویفت ( 1989 اسم آخرین آلبوم موسیقی تیلور سویفت هست . ) براتون بگم . قسمت پایانی آهنگ blank space که توی سیدنی استرالیا اجرا کرد واقعا برام جذاب بود . راستش نمی تونم فایل تصویری اون قسمت رو براتون بذارم ( همین عکس بالا هست دیگه ) اما می تونم فایل صوتی که هم حجمش کمتره و هم کلا بهتره رو بذارم . امیدوارم که لذت ببرین :) . اگه دوس داشتین لیریک این بخش رو هم بدونین چی خوند می تونین به ادامه مطلب برید  :

« توصیه میشه که به بخش دریافت برید و اونجا با کیفیت اصلی گوش بدین »

 

دریافت
 

نویسنده: محمدرضا ...
۲۶ دی ۹۴
از اسپانیا چه خبر ؟!!! ...

من حس می کنم که این آقای فیلیپ گانکل خیلی کارشون درسته ، هم جاهای جالبی میرن و هم این که واقعا حرفه ای عکس میگیرن . این بار یه جایی توی اسپانیا رفته این عکاس حرفه ای ، به شهر والنسیا ، یه مکانی به اسم "شهر هنرها و علوم" ( City of Arts and Sciences ) رفته و عکس های زیبایی گرفته . البته موضوع این عکس ها طراحی داخلی این بناهای کم نظیر و فوق العاده هست . توی ویکیپدیای فارسی هم انگار در موردش نوشته یه برادری یا خواهری ( الان یکی میگه شاید با هم نوشته باشن ... خب اینم نظریه ) ، همینطور می تونید تصویرهای نمای خارجی این مکان زیبا رو توی صفحه ویکیپدیا ببینید و همینطور بیشتر در موردش بخونین . راستش من اولش دیدم اصلا باورش برام سخت بود که واقعی هستن ولی انگاری که هستن :‌

انگار این شهر یه مجموعه تفریحی و فرهنگی و در مورد این موضوعات هست . واقعا کارشون درسته ، برای جذب گردشگر و فرهنگ تفریح هم خودشون هم پیشرفت کشورشون دست به چه کارهایی که نمی زنن ، رویایی هست . قضیه ساختش هم انگار از سال 1989 شروع شد و رئیس جمهور والنسیا و پروفسور تاریخ دانش دانشگاه والنسیا تصمیم میگیرن که یه موزه علمی بسازن و از سال 1994 شروع به ساخت می کنن و بناهای مختلف رو تا سال 1998 پشت سر هم تموم می کنن . طراح این بناها برادر سانتیاگو کالاتراوا ( Santiago Calatrava ) بود . عکس های بیشتر هم از طراحی داخلی این بناهای فوق العاده توی ادامه مطلب می تونید ببینید :

نویسنده: محمدرضا ...
۲۵ دی ۹۴
بعضی‌هام واقعا نابغه‌ان ...

داشتم توی دریای بی انتهای اینترنت گشت و گذاری می کردم واقعا باورم نمیشد ، یه بابایی هست که خیلی باهوشه ولی یه کوچولویی داره که نابغه هست ، این کوچولوهه انگاری تولدش هست و میخواد یه شمع رو خاموش کنه ولی بیچاره می خواد به روش متفاوتی این رو فوت کنه و خاموش بشه ،‌ حالا هر اعتقادی پشت این کار هست ،‌ آدم های نابغه رو خیلی خوب میشه باهاش شناسایی کرد ، کشف استعداد خوبی هست ، بعد پدر باهوش این کوچولوی نابغه با یک ابتکار جالب که توی ویدئو زیر می بینید کاری می کنه که این شمع توسط نابغه ی ما خاموش بشه (‌ شدیدا توصیه میشه ببینید ، حجمی نداره )‌ :

دریافت
حجم: 585 کیلوبایت

نویسنده: محمدرضا ...
۲۴ دی ۹۴
در ادامه ی زندگی ...

در ادامه پست قبلی که در مورد ازدواج و دوراهی قرار گرفتن و قراردادی بودن ازدواج ، نکته زیبایی که در زندگی وجود داره و به صورت طبیعی و مشترک بین همه وجود داره و قراردادی هم نیست ، احساس عشق و علاقه هست . در هر نوع انسانی ممکنه به وجود بیاد و به زیبایی خودش رو نمایان کنه . هر وقت یاد عشق و علاقه میوفتم به غیر از خاطرات گذشته به یاد انیمیشن Tangled 2010 میوفتم . انیمیشنی که به زیبایی عشق و علاقه رو در قالب موسیقی و تصاویر سه بعدی به تصویر کشید . به نظرم زیباترین بخش این انیمیشن بخش رقصی بود که توی شهر کردن :‌

http://www.aparat.com/v/hEkUq

یک مفهوم بسیار زیبایی که شاید خیلی از ما در رابطه با عشق ها و علاقه هامون به یاد داشته باشیم ،‌ لحظات جدایی و فراق هست . این که کسی رو واقعا می خواستین و به هر دلیلی از دستش دادین . مفهومی که توی بخش پایانی این فیلم زیبا به تصویر کشیده شده ولی من روی یک جمله جالب از راپونزل تاکید دارم که بخش زیر هست :‌

این مفهوم که کسی رو حداقل یک بار برای خودتون داشتین و این حس با هیچ حسی قابل تعویض نیست ( حالا نمی خوام ناراحتتون کنم و یاد گذشته بیوفتین ) . این مفهوم زیبای صداقت و وفاداری هست که عشق رو به وجود میاره و این ارزش نه به راحتی به دست میاد و نه قابل تعویض هست . حس بی نظیری داره . ای کاش که همه کسایی که عاشق همدیگه هستن ، نه مثل داستان ها ،‌ حداقل آخرش به هم برسن چرا که این حس برآمده از یک قرار داد فسخ شدنی نیست ، حس زیبا و جاودانه ای هست .

نویسنده: محمدرضا ...
۲۳ دی ۹۴
دو راهی های زندگی

همه ما توی زندگی ( مفهوم زنده بودن و ادامه دادن ) به دو راهی هایی می رسیم ( فکر کنم اون کسی که اصلا دیوانه مادرزادی هم هست به یه دو راهی میرسه ... این که به طرف حمله کنه یا نه ) . مثلا یکی از این دوراهی ها می تونه توی ایران کنکور و درس و دانشگاه باشه . درسته همه بهش شاید نرسن ولی معمول هست . هر لحظه غم و غصه و استرس که :‌ کم خوندم ؟‌ کم کاری کردم ؟‌ چی کارا که نکردم ؟ اگه بشه ؟ اگه نشه چی ؟

حس عجیبی داره این دو راهی ها . یکی از عجیب ترین این دو راهی ها ازدواج هست . حس و حال عجیبی هست . داشتم توی ویکیپدیای فارسی در مورد ازدواج می خوندم که میگه :‌

ازدواج یا پیوند زناشویی پیوندی آیینی‌است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در مذاهب و کشورهای مختلف برقرار می‌شود تا به تشکیل خانواده منجر گردد و می‌تواند منجر به زایش فرزند شود. در برخی از کشورهای جهان، ازدواج همجنس‌گرایان، یعنی ازدواج دو مرد یا دو زن با یکدیگر و تشکیل خانواده نیز وجود دارد.

همه قرار داد یک ملت ، یک دین ، یک کشور هست . مثل ۲۴ ساعت شبانه روز ، ۷ روز هفته ، ماه میلادی و ماه قمری و شمسی . درسته که انگار خوبه و براساس نیاز طبیعی ما سازگار و کامل به نظر میرسه اما قراردادی هست و همه جا یکسان نیست بین همه انسان ها . هر کس می تونه خوب اجراش کنه و هر کس دیگه افتضاح . یکی ازدواج میکنه و آرامش میگیره ، یکی بدبخت و نابود میشه . ( الان یکی هم میگه من هیچ کدوم نیستم ... خب اینم نظریه دیگه ... ) . یکی راهه به نظرش اشتباه ، خوبه براش ، یکی راه به نظر قشنگ و خوب براش افتضاح به بار میاره .

 

امیدوارم  هر چیزی بود که باعث به وجود اومدن این مفاهیم شد ، مفهوم خوب و بدی که براش به وجود اومدیم رو برای ما تشریح و مشخص کنه که توی این دو راهی ها کدوم درسته و لیاقت چه چیزی رو داریم ( منظورم اینه که بر اساس هدف زندگی و وجودیمون بهش قراره برسیم ) و باید بهش برسیم .

نویسنده: محمدرضا ...
۲۳ دی ۹۴
درباره کره بادام زمینی

تا حالا کره بادام زمینی خوردین ؟ راستش من فکر کنم یک بار خوردم ، خالی نه ، روی نون باگت اما برای بار اول فکر کنم به ذائقه من خوش نیومد . شاید مثل قهوه بوده باشه ... اولین بار که خوردم بدجور تلخ بود و اصلا خوشم نیومد ولی بعدها انقدر خوشم اومد که دیگه چایی نمی تونستم بخورم .

بادام زمینی خودش از قدیم توی نواحی گرمسیری قاره آمریکا وجود داشت و از اونجا معروف شد اما جاهای مختلف دنیا ، مثل چین ، هند و جاهای دیگه هم وجود داشت و کشت میشد  ، اما کره بادام زمینی داستان دیگه ای داره .

کره بادام زمینی توی کشور آمریکا به وجود اومد ( ایالات متحده ) . البته چینی ها سال ها پیش سُس بادام زمینی درست می کردن . اما حالا خود کره بادام زمینی از چی درست میشه ؟ درسته که اسمش کَره هست ، اما از کَره درست نمیشه ، موادی که برای درست کردن کره بادام زمینی (‌ Peanut butter )  به صورت تجاری استفاده میشه از این قراره :‌  

بادام زمینی ،‌ روغن ، شکر ، نمک ،‌ یه نوع تثبیت کننده برای این که روغن و مواد دیگه از هم جدا نشن و همینطور طعم دهنده های مختلف .

خیلی جالبه که بدونین ۹۰ درصد کره بادام زمینی از « بادام زمینی »‌ درست میشه و ۱۰ درصد دیگه رو موادی مثل شکر و ... تشکیل میدن . اما حالا کره بادام زمینی چطور برای اولین بار درست شد ؟‌

اولین بار کره بادام زمینی برای مصرف دارویی در سال 1890 و در شهر سنت لویز (‌ St. Louis )‌ ایالت میزوری آمریکا درست شد . اما در سال ۱۹۰۳ ،‌مردی به نام جورج واشنگتن کارور (‌ George Washington Carver ) تحقیقاتی رو روی بادام زمینی انجام داد و نتیجه کاری این مرد میشه کره بادام زمینی صنعتی که انقدر توی خارج ازش صحبت می کنن . به این مرد حتی لقب «‌ پدر صنعت  بادام زمینی »‌ دادن . 

بعدها هم به صورت جهانی صادر میشه و خیلی هم مورد استقبال قرار میگیره .

 

نویسنده: محمدرضا ...
۲۰ دی ۹۴
یادی از انیمیشن های قدیمی

به شخصه ، خیلی به انیمیشن های ژاپنی علاقه دارم . این علاقه از انیمیشن های زیبای هایائو میازاکی شروع شد . انیمیشن هایی که خاطره بسیاری از شما دوستان هم به احتمال زیاد هست . عنوان هایی مثل Spriited Away یا انیمیشن بسیار خاطره انگیز Princess Mononoke یا همسایه من توتورو  . واقعا همشون رو دوس دارم . بعدها با اومدن انیمیشن های مختلف دیگه ژاپنی خیلی ها از جمله دوستان من به خاطر کم کیفیت بودن محتوای انیمیشن ها و یه سری مشکلات فنی انیمیشن ، کم کم نسبت انیمیشن های ژاپنی بد بین شدن ، اما راستشو بخواین من فقط انیمیشن های هایائو میازاکی یا مرتبط با استودیو جیبیلی رو نگاه کردم و زیاد به بقیه علاقه ندارم . راستی اسم استودیوش خیلی جالبه ؟‌ ... نه ؟‌ ... خخخخ ... واقعا انسان های خلاقی هستن . 

اما اینجا قراره انیمیشن خیلی قشنگ «سرویس تحویل کی کی ۱۹۸۹ » رو بهتون معرفی کنم یا یادی ازش کنیم ... بعد از مدت ها تونستم دوباره ببینمش ... یادمه در گذشته لذت می بردیم وقتی این انیمیشن داستانی زیبا رو می دیدیم . یکی از دلایل که شاید خیلی بین فیلم های میازاکی جلب توجه می کنه و زیباش میکنه ،‌ هدف گرفتن یک رابطه زیبا و مقدس بین دختر و پسر هست که همه رو تا آخر فیلم نگه میداره که ببینن آخرش چی میشه . راستش خیلی از این سبک خوشم میومد ، با این که شاید با واقعیت کمی فاصله داشته باشه ( البته به صورت ۱۰۰٪ نمیگم ، زیاد سخت نگیرین ... خخخ )‌ .  

اگه می خواین یه رمان بخونین یا یه داستان قشنگ ، توصیه می کنم که اگه ندیدید ،‌ مثل تجربه قشنگ یه داستان زیبا هست و می تونین از لینک زیر دانلودش کنین :

دانلود

 

نویسنده: محمدرضا ...
۲۰ دی ۹۴
یه جایی توی میانمار

اولین بار که اسم میانمار رو در کودکی شنیدم ِ،‌ تعجب کردم که این دیگه چه اسمی هست . آخه وقتی محدود به یک زبان باشین قاطی می کنید که این که خیلی مسخره هست ، عجب ملت دیوانه ای هستن که اسم بین المللیشون رو احمقانه انتخاب می کنن .

اولین بار که اسم این کشور رو شنیدم اصلا فکر نمی کردم کشور باشه ،‌ فکر کردم که باهام دارن شوخی می کنن . اما مدتی که گذشت و بیشتر با زبان و جغرافیا آشنا شدم فهمیدم که همچین کشوری هم هست .  توی این پست میخوام یکی از شهرهای بزرگ میانمار رو معرفی کنم که با هم بیشتر در مورد این کشور بدونیم :

 

ماندالی « Mandalay »

اسم جالبی داره ،‌ مگه نه ؟‌ ... :))‌  ... خب بگذریم .

شهر ماندالی  حدودا وسط میانمار هست . برای این که از میانمار و کل کشورش یه تصویری براتون به جا بمونه می تونید به نقشه زیر نگاه کنید و ببینید که ماندالی کجای این کشور کوچیک هست .

دومین شهر بزرگ میانمار هم همین شهر ماندالی هست و همینطور آخرین پایتخت سلطنتی میانمار قبل از ورود بریتانیایی ها هم همین ماندالی بود . آره بریتانیا همه جا سرک کشید . آخه اینا کجاها رو که نرفتن  .  شهر ماندالی بیشتر جنبه توریستی و تاریخی داره و توریست های زیادی از سرتاسر دنیا به این شهر میان تا زیبایی های این شهر زیبا رو ببینن . این شهر انقدر زیباست که مشهور به « الماس پنهان » شده ( الان می بینم واقعا قشنگه ) . 

 

از مکان های توریستی ای هم که داره میشه به دریاچه این شهر به اسم « inle lake » اشاره کرد . معبدهاش و کوه های پر از درختش . کلا معبدهای با گنبد های طلایی رنگش بیشتر جذاب هستن .

عکس های بیشتر از توی ادامه مطلب گذاشتم :

نویسنده: محمدرضا ...
۱۹ دی ۹۴