آدم وقتی به این عکسهای تبدیل شده نگاه میکنه، اول یک کمی جذاب هستن ولی به عمق ماجرا که فکر میکنی میبینی چقدر برای اونی که سالها برای ساخت یک همچین تصویری وقت میذاشته و ذوق و هنری داشته دردناکه اما چه میشه کرد آیا؟! پیشرفت
ما به این محتوا، چه نوشتن و چه خواندنش ندارم چون خودش بحث طولانی داره. بعضی مواقع یکی از چالشهای من برای نوشتن این محدودیت فکری بود و شاید برای خیلی از شما هم باشه که حرف زیادی برای گفتن ندارم، چرا اصلا بنویسم. یا این پست فاخر و یا ارزشمند نیست در صورتی که
اما برای ما که ایران هستیم نوروز همراه با نگرانی از شرایط حال و آینده جشن گرفته میشه. هر چقدر هم بخوایم بیخیال باشیم اما تا نانی هم که هر روز میخوریم این شرایط تاثیرگذار شده و نمیتونیم این شرایط رو نادیده بگیریم. به نظرم امسال، سال تعیین کنندهای خواهد بود.
واقعا چه رسم زیبایی هست این چهارشنبه سوری، از بالا که به پایین نگاه کنیم، هر خونهای، هر کوچهای یک چراغ آتشین روشن میشه، مثل روشن شدن دلها درون تاریکی هست، روشن شدن قلبهای یخ زده، صدای خنده بچهها و صدای بلند وسایل آتش بازیشون. رسمهای گ
اما پیدا کردن و خوندن وبلاگها هر روز سخت و سختتر شده و خیلی از مواقع وارد پنل وبلاگمون میشیم شاید یک یا دوتا ستاره روشن باشه در صورتی که ما با تمام این مهاجرتهای وبلاگنویسهای قدیمی که در این چند ساله اتفاق افتاده هنوز صدها وبلاگ فعال داریم که حتی هر چند
برک امروز اختصاص داره به بحث وبلاگنویسی چرا که پیرو پست قبلی یعنی برک ۸ اسفند در مورد یک پزشک صحبت کردم و مصاحبه علیرضا مجیدی رو هم که دیگه جایی پیدا نمیشه رو هم منتشر کردم و اینکه برای خود آقای مجیدی هم کامنت گذاشتم و خودشون هم او
دیروز بعد مدتی دوباره برم اومد. این دومین برف امسال بود که یک کم نشست و هوا واقعا سرد بود. حتی نشستن در خانه هم پر از سرما بود چه برسه رفتن به ایوان یا بالکن. من برف رو شاید زیاد دوست دارم، البته فکر نکنم افراد زیادی باشن ک
من کتابهای فنی و مرتبط با رشتهی خودم رو بیشتر میخونم و سعی میکنم در کتابها دنبال راهکار و آموزش چیزی بگردم اما هستند کتابهایی که داستانی و رمان باشن و از خوندنشون لذت ببرم. وقتی کتابهای فنی رو میخونم اواسط کتاب دیگه به یک جور خستگی میرسم یعنی از یک جایی به بعد که مفاهیم پایهای
در کانال تلگرامی آسمانم ازتون در مورد انیمه پرسیدم چرا که خودم از دیدن بعضی از اونها واقعا لذت میبرم. یکی از اون انیمههایی که جذابیت خاصی برام داره، دکتر سنگ یا استون یا Dr. Stone هست که به موضوعات مرتبط با علوم میپردازه.
تا حالا از این زاویه به کار پدر و مادر دقت کردین که بچهای به دنیا میارن و سالها ازش نگهداری میکنن، براش هزینه میکنن و در آخر ازش انتظار دارن که موفق بشه یا ازدواج کنه و نوههاشون رو ببینن و برن سر زندگیشون؟ من شاید بشه گفت خیلی به این موضوعات دقت میکنم. ب
احتمالا این چند روزه این اسم رو بارها شنیدید. دانشجوی ۱۹ سالهای که جانش رو برای از دست ندادن لپتاپش داد. پسری پر تلاش از خراسان جنوبی که در پایان اولین روز کارش که یک روز سخت و مهمی براش بود، برای دفاع از مالش کشته شد. من خودم به شخصه بارها از اطرافیان و دوستان شنیدم که موبایلشون